تبلیغات
پایگاه آموزشی و سرگرمی ایرانیان - مطالب مطالب راجع به خانم و آقایان

آیا ازدواج به معنای پایان آزادی است؟

28 بهمن 89  22:35

نوع مطلب :روانشناسی ،مطالب راجع به خانم و آقایان ،

آیا ازدواج به معنای پایان آزادی است؟


 
آیا ازدواج به معنای پایان آزادی است؟

 

قابل توجه دختران و پسرانی که تصور میکنند ازدواج به معنی اسارت است .



چند وقت پیش که فرزندانم در تعطیلات تابستانی مدارس بودند، به سفری رفتیم که از قبل برنامه ای برای آن نداشتیم. این سفر اتفاقی باعث شد به آزادی و روابط بیشتر فکر کنم چون خیلی ها فکر می کنند که ازدواج به معنای اتمام همه آزادی ها و لذت هاست. به نظر من و شوهرم چنین سفر بدون برنامه ای برای کل خانواده در مقایسه با زمانیکه بچه هایمان شیرخواره بودند خیلی غیرمنتظره و ناگهانی آمد.

واقعاً اینکه ازدواج کرده باشید یا نه، چقدر بر میزان آزادی شما اثر می گذارد؟ بعد از بررسی وضعیت یکسری از دوستان مجردم به این نتیجه رسیدم که واقعاً آنها آزادی چندان بیشتری ندارند. درواقع در دوستی های پیش از ازدواج که نسبت به رابطه زناشویی بسیار نامطمئن ترند، انسانها از آزادی کمتری برخوردارند. در این مقاله واقعیت هایی را بیان می کنم که نشان می دهد این تئوری به هیچ وجه صحت ندارد که با ازدواج آزادی افراد از بین می رود.

با بالا رفتن سن، مسئولیت ایجاد می شود—چه مجرد باشید و چه متاهل، هر چه سنتان بالاتر می رود، مسئولیت بیشتری روی دوشتان می آید. من کسانی را می شناسم که ادعا می کنند آزادی کامل دارند چون می توانند هر لحظه که بخواهند ساکشان را برداشته و راهی مسافرت شوند چون کسی در خانه نیست که بخواهد جلوی آنها را بگیرد. البته همین آدم ها هم کار و تعهدات دیگری دارند که اجازه نمی دهد اینقدر راحت هر وقت دلشان خواست سوار ماشین شده و مسافرت بروند اما هیچوقت درمورد آن آزادی اضافی به خاطر مجرد بودنشان حرفی نمی زنند.

همه چیز به این بستگی دارد که طرفتان چه کسی باشد – وقتی شوهرم می خواهد با دوستانش بیرون برود، مکالمه ای که بینمان اتفاق می افتد خیلی کوتاه است. او نگاه می کند که برنامه ای نداشته باشیم یا مجبور نباشد که دنبال بچه ها برود و اگر برنامه ای نبود خیلی راحت می رود. من هیچوقت از او نمی پرسم که چرا می خواهد برود چون درک می کنم که لازم است گاهی با دوستانش هم بیرون برود و می دانم که اگر اتفاق ضروری افتاد خیلی راحت در دسترس من است. البته اگر من هم بخواهم با دوستانم بیرون بروم وضع همینطور است یک تلفن به او می کنم و بعد می روم.

ولی زوج هایی را می شناسم، چه ازدواج کرده و چه آنهایی که دوست پسر/دوست دختر هستند که چنین مکالمه ای برایشان تبدیل به یک جنگ و مشاجره اساسی می شود. سوالاتی مثل با کی می روی، چرا می روی و اینکه چرا اصلاً می خواهی وقتت را به جای من با دوستانت بگذرانی پرسیده می شود. حتی بدتر از اینها، خیلی ها قانون گذاشته اند که برای بیرون رفتنشان باید از همدیگر "اجازه" بگیرند و مدام با هم در تماس باشند!

مطمئناً این اصلاً آزادی نیست ولی متاسفانه خیلی از زوج ها گرفتار چنین مشکلاتی هستند. البته خیلی زوج های ازدواج کرده هم قبل از بیرون رفتن همدیگر از هم 20 سوالی می پرسند. پس وقتی صحبت از آزادی به میان می آید، باید بگویم که اگر همسرتان اعتماد ندارد و می خواهد کنترلتان کند، این یعنی هیچ آزادی ندارید چه مجرد باشید و چه متاهل.

برای اعتماد باید اعتماد جلب کنید—در دفاع از آندسته افرادیکه سعی می کنند همسرشان را کنترل کنند باید بگویم که بعضی از آنها واقعاً نگرانیشان به جا است. بعضی مردها و زن ها با دیر آمدن به خانه، مست کردن و حتی خیانت های گاه و بیگاه به همسرشان ثابت کرده اند که قابل اعتماد نیستند. به همین خاطر است که همسر خود را مجبور می بیند مدام طرف مقابل خود را چک کند. آنهایی که قابل اعتماد هستند، چه ازدواج کرده باشند و چه دوست، نسبت به آنهایی که در گذشته علائمی از بی اعتمادی و بی صداقتی نشان داده اند، آزادی خیلی بیشتری دارند.

شاید در ظاهر به نظر برسد که آنهایی که مجرد هستند آزادی بیشتری نسبت به افراد متاهل دارند اما من متوجه شده ام که معمولاً آنهایی که کمترین آزادی را دارند عادت دارند درمورد آزادی بی حد و حصر خود غلو کنند. ازدواج فقط در صورتی پایان آزادی هاست که اجازه بدهید شما جزء این افراد شوید. البته درست است که وقتی بچه دار می شوید دیگر آنقدر برای برنامه ریختن راحت نیستید اما با کمی برنامه ریزی درست باز هم آزادی کامل برای لذت بردن از مسافرت یا هر برنامه دیگری که در زندگی از آن لذت می برید را پیدا خواهید کرد و البته یک امتیاز دیگر هم هست که می توانید این آزادی ها را با کسانیکه بیش از هر چیز در دنیا دوستشان دارید قسمت کنید.
شما چه فکر می کنید؟ آیا فکر می کنید ازدواج دست و پای شما را بسته است؟

نوشته شده توسط: محمد صباحی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

برچسب ها: آیا ازدواج به معنای پایان آزادی است؟ ، دختران و پسران ، ازدواج ،

5 موضوعی که خانم ها در برخورد اول با آقایان متوجه می شوند

28 بهمن 89  22:33

نوع مطلب :روانشناسی ،مطالب راجع به خانم و آقایان ،

5 موضوعی که خانم ها در برخورد اول با آقایان متوجه می شوند


 
5
 موضوعی که خانم ها در برخورد اول با آقایان متوجه می شوند


در یک ساعت اول آشنایی اکثریت خانم ها می فهمند که واقعاً دوست دارند بیشتر از یک گپ کوتاه با آن فرد رابطه داشته باشند یا خیر. منظور من این نیست که خانم ها ظاهربین هستند، نه. برای همه آنها شخصیت و آنچه درون مردها هست نیز مهم است اما اکثریت خانم ها توجهشان را بیشتر روی ظاهر و به دنبال آن بقیه مسائل مهم می گذارند. این به آن معنی نیست که جذابیت بین دو نفر به مرور زمان ایجاد نمی شود، اما اکثر خانم ها در اولین برخورد با مردها آنها را می سنجند و همان روز تصمیم می گیرند که آیا بار دومی هم او را ملاقات می کنند یا خیر.

در زیر به 5 موضوعی که خانم ها در اولین برخورد با آقایون به آن توجه می کنند اشاره می کنیم:

1) ظاهر

بله خانم ها اهمیت زیادی به ظاهر می دهند. جذب شدن ظاهری برای آنها اهمیت زیادی دارد. بنابراین اولین چیزی که به آن توجه می کنند این است که سر و وضع آن مرد به آنها می خورد یا نه. آیا از نظر ظاهری او را می پسندند؟ سلیقه ظاهری خانم ها معمولاً متفاوت است و معمولاً الگوی خاصی هم ندارند. یعنی ممکن است هم از مردهای قد بلند و هم از مردهای قد کوتاه خوششان بیاید. یا هم از مردهای مودار و هم از مردهای کچل. همه چیز به یک مسئله کلیدی بستگی دارد که هروقت مردی را می بینند به آنها گوشزد می کند که از او خوششان می آید یا نه.

2) آراستگی

این مسئله برای بیشتر خانم ها اهمیت خیلی خیلی زیادی دارد. آنها دوست دارند مردها را تمیز و مرتب ببینند. مردها باید موهایی تمیز و مرتب، پوست تمیز و دندانهای تمیز داشته باشند.

3) بو

بله، بو هم برای خانم ها خیلی مهم است. مردها باید بوی خوب بدهند تا توجه خانم ها را جلب کنند. لازم نیست حتماً عطر گران قیمتی زده باشند اما باید بوی خوب و مناسب بدهند.

4) رفتار

چطور حرکت میکند؟ آیا آرام و مودب حرف می زند یا نه؟ آیا موقع حرف زدن خیلی حرکت می کند؟ رفتار مردها هم اهمیت زیادی دارد. همه خانم ها درمورد رفتار و اعمال آقایون سلیقه خاص خودشان را دارند. بعضی خانم ها مردهای خشن تر را می پسندند اما خیلی ها مردهای آرام را دوست دارند. خانم ها حتی با نحوه تکان دادن دست آقایان، یا نگاه کردن آنها موقع حرف زدن درمورد شخصیت آنها قضاوت می کنند.

5) صدا و نحوه حرف زدن

وقتی حرف می زند صدای او چگونه است؟ آیا آرام و مودب حرف می زند یا بلند و با پرویی؟ خیلی مردها آنطور که خانم ها دوست دارند مودب حرف نمی زنند. این مسئله برای تصمیم گیری خانم ها برای ادامه رابطه با مردها خیلی مهم است. وقتی زنی به سمت مردی جذب شود معمولاً به صدا و حرف زدن او هم جذب می شود.

این پنج مورد مسائلی بودند که خانم ها در برخورد اولشان با آقایان به آنها توجه می کنند. این نکات معمولاً با بالا رفتن سن خانم ها تغییر می کند. در جوانی بیشتر به مسائل ظاهری اهمیت میدهند اما هرچه سنشان بالاتر می رود دیگر ظاهر به آن اندازه برایشان مهم نمی شود.

نوشته شده توسط: محمد صباحی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

برچسب ها: 5 موضوعی که خانم ها در برخورد اول با آقایان متوجه می شوند ، ظاهر ، آراستگی ، بو ، رفتار ، صدا و نحوه حرف زدن ،

ترس از پیر شدن در خانمها و روشهای غلبه بر آن

28 بهمن 89  22:31

نوع مطلب :روانشناسی ،پزشکی و سلامت ،مطالب راجع به خانم و آقایان ،

ترس از پیر شدن در خانمها و روشهای غلبه بر آن


 
ترس از پیر شدن در خانمها و روشهای غلبه بر آن


آیا تا به حال دقت کرده اید چقدر خانم ها از اینکه روزی پیر شوند می ترسند؟ احتمالاٌ خیلی ها را می شناسید که سنشان را دروغ می گویند. سن خیلی وقت ها از آن حرف های ممنوعه است که جلوی خانم ها نباید حرفی از آن وسط بکشید. اما چرا؟ چرا خانم ها اینقدر از پیر شدن می ترسند؟ به نظر من این تا حد زیادی به وضعیت جامعه برمی گردد. خیلی وقت ها خودِ خانم ها هم در این زمینه مقصر هستند چون بر این عقیده که "خیلی بد است اگر پیر شوند" دامن می زنند.

از چه می ترسیم؟

اما ترس ما از چیست؟ وقتی پیر می شوید بدنتان دچار تحولاتی می شود. پوست صورت و دست هایتان شل شده و چروک برمی دارد. زنان دیگر قادر به بچه دار شدن نیستند. اما دیگر از چه واهمه داریم؟

خیلی وقت ها می ترسیم که هرچه که پیرتر شویم شانس کمتری برای عاشق شدن داشته باشیم. یا ممکن است ما عاشق کسی شویم اما طرف مقابل به خاطر پیر بودن ما تمایلی به ما نداشته باشد.

چرا از آن می ترسیم؟

با نگاه کردن به هالیوود و هنرپیشه های آن می توانید گذر عمر را حس کنید. معروف ترین و دوست داشتنی ترین هنرپیشه های مرد آن الان پیرتر شده اند. به جرج کلونی فکر کنید یا شان کانری. این هنرپیشه ها با اینکه پیر شده اند اما هنوز معروف هستند. در چشم خانواده هایشان هنوز سمبل جذابیت هستند و فیلم های زیادی هم برای بازی کردن به آنها پیشنهاد می شود. به نظر نمی رسد که پیر شدنشان جلوی موفقیتشان را گرفته باشد. شاید حتی به آن کمک هم کرده است.

جراحی پلاستیک مسئله دیگری است که پیر شدن هنرپیشه های زن را پنهان کرده است. الان دیگر خیلی عادی شده است که برای خلاص شدن از شر چین و چروک ها دست به جراحی پلاستیک بزنیم. هرچه خانم ها جراحی پلاستیک بیشتری انجام می دهند بیشتر به بد بودن پیری پی می بریم. اشکالی ندارد که سن ما پنجاه ساله باشد اما نباید پنجاه ساله به نظر برسیم.

وقتی خانم ها به پایان ساعت بیولوژیکی بدنشان نزدیک تر می شوند که باعث می شود دیگر نتوانند بچه دار شوند، به نظر می رسد که در نظر بعضی ها شکسته می شوند. بالا رفتن سن بخش مهمی از آنچه که باعث می شود یک زن را زن بنامیم از او می گیرد. اگر دیگر نتوانید بچه به دنیا بیاورید پس دیگر یک زن کامل نیستید. واقعاً ناراحت کننده است که دیگران اینطور فکر می کنند. ما نباید بگذاریم توانایی بچه دار شدن زنانگی ما را تعریف کند که از دست دادن آن از محبوبیتمان بکاهد.

چه باید کرد؟

اولین جایی که باید تغییرها را بررسی کرد، درونمان است. اگر بالا رفتن سن در خانم ها را دوست ندارید، از اینکه سنتان را بگویید نترسید. شصت سالتان است؟ چه اشکالی دارد از پشت بام آنرا فریاد بزنید که همه بشنوند. یائسه شده اید؟ به همه بگویید که چقدر عالی است و چه احساس خوبی دارید. وقتی خانم ها سعی کنند با بالا رفتن سن در گروه خودشان کنار بیایند آنوقت به کل جامعه سرایت خواهد کرد. آنوقت می بینید که مردها چطور از جذابیت مریل استریپ داد سخت می دهند. این ممکن است، فقط به کمک همه ما نیاز است.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه دغدغه جوان و زیبا به نظر رسیدن است. خیلی از ما در مواجهه با اینهمه حوان در جامعه احساس ترس، تنهایی و پشیمانی می کنیم که موجب افسردگی می شود و فکر می کنیم که بهترین سالهای عمرمان را پشت سر گذاشته ایم.

باید دیدگاهتان را درمورد پیر شدن بطور کلی تغییر دهید. اگر بتوانید لذت و شور جوانی را دوباره به خودتان برگردانید چه؟ اگر زندگیتان را هنوز سرشار از ممکن ها، فرصت ها و هیجانات ببینید چه؟

خیلی وقت ها ناراحتی و درگیری ما با از دست دادن جوانی باعث می شود نتوانیم خوب به تغییراتی که در ما ایجاد می شود و اسراری که پیش رویمان است خوشامد بگوییم. اینجا 8 راه معرفی می کنیم که به شما کمک می کند دیدگاهی مثبت و عالی نسبت به پیر شدن پیدا کنید.


1. روابطتتان را وسعت بخشید.

هرچه پیرتر می شویم، اینکه برای کسی مهم باشیم و حداقل با یک نفر احساس ارتباط عمیق کنیم هم مهمتر می شود. این افراد چه خانواده و چه دوستانتان باشند، اگر بطور مداوم با آنها در تماس باشید، مرتب به آنها تلفن کنید و با آنها بیرون بروید، دیگر برایشان مهم نخواهد بود که ظاهرتان چه شکلی باشد و آنچه در عمق وجود شماست برای آنها مهم می شود. تجربیات سخت همیشه ناراحت کننده هستند اما دوستانی که در کنارمان داریم مثل سایبانی ما را از اثرات آن حفاظت می کنند.

2. با معنویت ارتباط برقرار کنید.

باید با چیزی غیر از واقعیات و برنامه های روزمره مان تماس داشته باشیم. چه از طریق مدیتیشن باشد چه عبادت یا تجربیات انسانی که انسانیت ما را به ما نشان می دهد، می توانیم به زندگیمان معنا و مفهوم دهیم که باعث می شود فراتر از چیزی رویم که هستیم.

3. تفاوت ایجاد کنید.

قدرت و استعداد درونی خود را پیدا کنید، آنرا دنبال کنید تا تغییر در زندگی ایجاد کنید.

4. مراقبت سلامتیتان باشید.

همه ما می دانیم که دنبال کردن یک رژیم غذایی سالم از میان همه گروه های غذایی بدنمان را تقویت کرده و از بروز بیماری ها جلوگیری می کند. ورزش مناسب و منظم نیز هم از نظر جسمی و هم فکری به ما انرژی می دهد. اما سعی نکنید دنبال سلامت ایدآل باشید یا از مریض شدن بترسید. آنچه باید را انجام دهید و در گستردگی عمیق تر از خودتان غوطه ور شوید.

5. هوشتان را ورزش دهید.

با مطالعه زیاد و خوب گوش دادن می توانیم با افراد و نظرات مختلفی آشنا شویم. زندگی درونی ما تقویت شده و با کنجکاوی و نظم، یادگیری، پذیرش، و ساخت چیزهای تازه گذشته مان را بهتر درک می کند.

6. خلاقیتتان را تقویت کنید.

با ارتباط برقرار کردن با زیبایی جهان، قدرت خلاقیت و ساخت چیزهای جدید و پیدا کردن راه حلهای تازه را در خودمان آزمایش می کنیم. چه در هنر باشد، چه در باغبانی، چوب بری و یا در ارتباطاتمان، حس می کنیم چیزی قوی تر ما را سرشار می کند، از ذهن و فکرمان می گذرد و جهان را—و خودمان را—غنی تر و زیباتر می سازد.

7. از طبیعت لذت ببرید.

وقتی راه می روید، کوه نوردی می کنید، یا کنار ساحل دریا استراحت می کنید، نفس عمیق بکشید و به زیبایی جنگل ها، کوه ها، و دریاچه ها فکر کنید. با گذشت سالها چنین ارتباطی با طبیعت حس ارتباط با چیزی ماندگار، جادویی و آرامش بخش به ما می دهد.

8. میراثتان را بسازید.

وقتی به این فکر می کنم که چطور می توانم به بهترین صورت وقتم را بگذرانم، آنچه که از من پس از مرگم باقی می ماند اهمیت زیادی برایم پیدا می کند. به همین خاطر است که خوب است بیشترین زمانتان را با بچه هایتان بگذرانید و تا می توانید با آنها خوش باشید. با اینکار خوبی درون شما در آنها هم ریشه می دواند و آنها هم تا آخر عمر با آن زندگی می کنند. همه باید کار کنیم تا بتوانیم زندگیمان را بگذرانیم اما هر لحظه ای که پیدا می کنید را برای مرتبط کردن فعالیت هایتان با آنچه از شما باقی می ماند و میراثتان صرف کنید. مثل درخت هایی است که می کارید، یا هنری که نقاشی می کنید، می نویسید یا می سازید. وقتی خودمان را به درون آدم ها و چیزهایی بریزیم که ما را ادامه بدهند بالا رفتن سن کمتر ناراحت کننده خواهد شد. این وظیفه ماست که همه تلاشمان را در این راه به کار بگیریم. بااینکار ممکن است حتی متوجه پیر شدنمان نشویم.

نوشته شده توسط: محمد صباحی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

برچسب ها: ترس از پیر شدن در خانمها و روشهای غلبه بر آن ، از چه می ترسیم؟ ، چرا از آن می ترسیم؟ ، چه باید کرد؟ ، 1. روابطتتان را وسعت بخشید. ، 3. تفاوت ایجاد کنید. ، مراقبت سلامتیتان باشید. ، هوشتان را ورزش دهید. ، خلاقیتتان را تقویت کنید. ، از طبیعت لذت ببرید. ، میراثتان را بسازید. ،
  • تعداد کل صفحات:7  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7